فروتنی و پرهیز از ماجراجویی در ترجمه



دکتر داریوش شایگان می گوید: “کشوری که خود متفکر و نویسنده فراوان ندارد، مترجم را زیادی جدی می گیرد. در فرانسه گاه اصلا نام مترجم را روی جلد کتاب نمی نویسند”.

همایون فولاد پور ، حقوقدان و مترجم آثار کانت در مصاحبه ای به نقل از نامه ناصرالمُلک می گوید: “در عهد قاجار که نخستین مترجمین حرفه ای ما در دوران معاصر ، شروع بکار کردند، ایده اصلی این بود که ما آدم برای ترجمه لازم داریم”.


منظور از “آدم” بسادگی یعنی نیروی “کاربلد” و کم توقع، عالِم به علوم عصر جدید، در تعداد زیاد، کسی که پای کار بایستد و هدفی را جامه عمل بپوشاند و نفع شخصی خود را در صدر امور قرار ندهد.


چند سال پیش در یک کارگاه ترجمه در سیدنی پیرمردی که بین سه زبان آلمانی، اندونزیایی و انگلیسی ترجمه می کرد،به من گفت: “هرگز هیچ کس را ندیده ام که تنها از ترجمه بتواند گذران زندگی کند و البته کسی را هم ندیدم که پس از آموختن این کار آن را رها کند”.


حقیقت این است که ترجمه کاری فروتنانه است. در کشور ما بسیاری به قصد ماجراجویی ادبی به ترجمه علاقه نشان می دهند اما از تمثیل سینما اگر استفاده کنیم، نویسنده مانند کارگردان است و مترجم مانند هنرپیشه! به این معنی که مترجم همه کاره متن نیست و اولین هدف او باید جلب رضایت کارگردان باشد. البته بسیاری کارگردانها به هنرپیشه اجازه بداهه پردازی می دهند. جیمز جویس به مترجم فرانسوی “اولیس” پیشنهاد کرده بود برای نامها، معادل فرانسوی به دلخواه خود بکار ببرد و نام کتاب را در صورت صلاحدید به “استیون” ترجمه کند!


بدیهی است که یک نویسنده ممکن است ترجمه هم بکند. مقصود این است که برای ترجمه باید لباسی دیگر به تن کرد و ذهنیتی متفاوت از “نوشتن و سرودن” اتخاذ کرد. مترجم راننده ای است که مخاطب را از جایی به جایی می رساند. راننده سلیم، از راه پر پیچ و خم و پر دست انداز نمی رود. صدای ضبطش را بلند نمی کند، ماشینش بوی عرق نمی دهد، شیشه های ماشینش تمیز است و مسافر را به حرف نمی گیرد، تا مسافر در منظره های سر راه و خیالات خود غرق شود. راننده اگر خوب باشد، مسافر وقتی پیاده شد، حتی چهره او را بخاطر نمی آورد!


مترجم، آشپز ِفرانسویِ سبیل از بناگوش در رفته ی یک رستوران پنج ستاره نیست. مترجم مادر است، غذايى را با عشق، بى توقع تشكر و مطابق دستور مى پزد. همين كه مى پرسند، “ناهار چی داريم” و مى آيند و مى نشينند و با اشتها نوش جان مى كنند و سفره را جمع کرده و نکرده، مى روند، مترجم پاداش خود را گرفته است.


ایمان فانی


/ 0 نظر / 102 بازدید