چگونه زنم گربه شد

من از آن آدمها نیستم که بخواهم  صغری کبری بچینم و وقت کسی را بگیرم.

مردم می پرسند چگونه زنت گربه شد!  من جواب می دهم : در اثر بی توجهی.

مردم می پرسند کی اینطور شد!

  جواب می دهم: خیلی تدریجی.

 جوری که خیلی دیر فهمیدم. یک روزکه از سر کار برگشتم دیدم زنم بالای دیوار است و  طوری نگاهم می کند که  حوصله توصیفش را ندارم. و بعد رفت.

گاهی فکر می کنم  از خیلی پیش تر می دانستم که دارد گربه می شود و لی کاری نکردم اما بعد فکر می کنم اگر کسی بخواهد گربه بشود چکار می شود کرد.

در کوچه ما گربه درشت سیاهی بود که صدای نکره ای داشت و گاهی می دیدم زنم از پشت پنجره نگاهش می کند.

حالا هم بعضی شبها صدایشان را می شنوم. صدای دو تا گربه را.

صدای میوی یکیشان سر زنش آمیز است.

 برایشان غذا می گذارم و صبح دیگر غذا آنجا نیست .

 بعضی وقتها هم صدای دعوایشان می آید.

امید وارم آن گربه سیاه بگذارد زنم غذا بخورد.

/ 10 نظر / 39 بازدید
behoo

http://persianblog.ir/ManageComments.aspx?blogid=320879

samira

dastaneton ziba bod mamnon

سلام جالبه میفهمم چی میگین...

طیبه تیموری

از خیلی پیشتر شروع به گربه شدن کرده بود... دوست داشتم داستانتونو

المیرا

c'est bien.BRAVO Iman.Tu es intelligent

طیبه تیموری

گشت گرداگرد مهرتابناک، ایران زمین روز نو آمد و شد شادی برون زندر کمین ای تو یزدان، ای تو گرداننده ی مهر و سپهر برترینش کن برایم این زمان و این زمین

محمد یونس

ملوسی گربه ها آن زن را به خود کشید! دکتر عزیز ! من هم مینویسم اگر توانستی ممرا هم ویزیت کن! یا حق

Parisa Fani

In kheili vaghei Iman

mahsa

kheili jaleb bod adamhae ziadi hastand ke to zendegimon gorbe mishand o ...