فصل دوم- نِستور

{بر وزن هِکتور، نام پادشاه پیلوس و کلوریس در اساطیر یونان است. او از داناترین و پیرترین سرداران سپاه یونان در جنگ تروا بود که به سلامت نیز به وطن و قلمروخود بازگشت و در سرود سوم اودیسه هومر، تلماکوس پس از ترک ایتاکا با او ملاقات می کند.}

خلاصه سرود سوم اودیسه هومر

آتنا و تلماکوس به پیلوس رسیدند و در آنجا پذیرایی گرم از ایشان کردند. تلماک مقصود خود را از سفر به نستور گفت و از او خواست هر چه درباره پدرش می داند بگوید. نستور از رنجهایی که در برابر تروا کشیده بودند و نیز از بازگشت مردم آخایی (اقوام یونانی) برای او سخن گفت. اما چیزی درباره اولیس نمی دانست.درباره خواستگاران و امید انتقام و بازگشت اولیس گفتگو کردند. پس از قربانی برای خدایان،نستور میهمانان خود را دعوت کرد که شب در خانه او بمانند. اما آتنا دعوت او را نپذیرفت. آتنا رهسپار شد.نستور او را شناخت و نیازی به او داد. فردای آن روز برای آتنا قربانی کردند. پس از برگزاری خوراک به آیین مذهبی، تلماکوس به همراهی نستوراز راه خشکی به فرس و لاسِدِمون روانه شدند.

 

 

 

شخصیتهای این فصل:

 

1-استیون ددالوس

2-گَرِت دیزی {بر وزن ریزی}: مدیر مدرسه پسرانه ای که استیون در آنجا تدریس می کند. دیزی پروتستانی از شمال ایرلند و به دولت انگلستان پایبند است. دیزی نسبت به استیون با تکبر برخورد می کند و شنونده خوبی نیست.نامه پر وپیمان او درباره تب برفکی احشام، موضوع استهزای مردان دوبلینی در طی روز است.

3-بچه های مدرسه