فارسی زبانان شکیبا و همراه، تصاویری که می بینید از بیوگرافی "جیمز جویس" به قلم "ریچارد اِلمان" (انتشارات دانشگاه آکسفورد-1982)  برداشت و توضیحات آن توسط اینجانب ترجمه و بعضا گردآوری شده است. این تصاویر به همراه مقاله لوییز مناند (مجله پیاده رو و مدّ و مه) و سایر منابع فارسی زندگینامه جویس، اطلاعات ارزشمندی درباره جویس و ایرلند بدست می دهد. استفاده از کلیه مطالب و تصاویراین وبلاگ با ذکر نام مترجم(ایمان فانی) و لینک وبلاگ  آزاد و رایگان است. لطفا برای احترام به طبیعت، مطالب را بر روی کاغذ چاپ نکنید.

 

 

 

 


مدرسه "بِرلیتز" در شهر "پولا"

 

 

 

 

 

 

بلوکی از خانه ها در خیابان "مِدولینو" در شهر پولا که خانواده جویس از ژانویه تا مارس 1905 در آن اقامت کردند.

 

 

 

 

 

 

 


 

 

نقاشی از نورا جویس (بارناکِل) همسر جویس اثر "تولیو سیلوِستری" در شهر "تریست"، 1914

 

 

 


 

 

 جیمز جویس در شهر تریست، تقریبا سی ساله

 

 

 

 

 


اِستانیسلاس، برادر جیمز جویس در شهر تریست تقریبا 21 ساله. او به خواهش جیمز جویس از ایرلند به تریست آمد و مدتها با خانواده جویس زندگی و در معاش خانواده بارها و بارها به برادرش کمک کرد.

 

 

 

 

 

 


جورج رابرتز از انتشارات "مانسِل و شرکا" که با جویس برای انتشار مجموعه داستان "دوبلینی ها" قرار داد بست و نهایتا آن را چاپ نکرد.

 

 

 

 گرانت ریچاردز، ناشر نهایی مجموعه "دوبلینی ها" که انتشار کتاب را پذیرفت و سپس مدتها از انتشارآن خودداری کرد و بارها از جویس تقاضای حذف و ویرایش و سانسورمطالب کتاب را نمود تا نهایتا در 1914 آن را انتشار داد. این طرح در 1909 توسط "هنری لَمب" از او کشیده شده است.

 

 

 

 

 

 


گردنبندی که جویس در 1909 به همسرش هدیه داد. برآن نوشته شده : "عاشقی و غم دوری"

 

 

 

 

 

 

 

 

بلیت شرکت در 10 (نهایتا دوازده) سخنرانی جیمز جویس در شهر تریست درباره "هملت" اثر شکسپیرکه از 4 نوامبر 1912 تا 10 فوریه 1913 به طول انجامید.

 

 

 

 

 

 

 

 

جورج (جورجیو) سه ساله، نخستین فرزند جویس، شهر تریست، 1908

 

 

 

 

 

 

 

 


خواهر جویس، اِوا در کنار دومین فرزند جویس، لوسیا، 1910، تریست.  در آن زمان مدتی از حملات مکرر التهاب چشم جیمز جویس می گذشت. فرزند دوم در آرزوی "نور دیده" یا "چشم روشنی" به این نام خوانده شد. لوسیا نهایتا به جنون "اسکیزوفرنیا" مبتلا گردید. جالب آن که جویس در رمانهای شبه زندگینامه ای اش از نام "دادلوس" برای خود استفاده می کرد. ددالوس در اساطیر یونان مهندس نابغه ای بود که از موم و پر بالهایی ساخت و به همراه فرزندش ایکاروس به آسمان پرید اما برغم نصیحت پدر، ایکاروس زیاد به خورشید نزدیک شد، پرش بسوخت و فرو افتاد. دیوانگی لوسیا جویس را سخت افسرده کرد.

 

 

 

 


خواهر دیگر جویس، اِیلین به همراه فرانتزیک شورِک اهل لهستان در لباس عروسیشان در 12 آوریل -1915 جویس در این مراسم ملازم داماد بود.

 

 

 

 

 


جورج و لوسیا، فرزندان جویس در خانه شان در شهر تریست، 1913

 

 

 

 

 

 

آلساندرو فرانچینی برونی دوست و شاگرد زبان جویس در پولا و تریست. قسمتی از شخصیت "لئوپولد بلوم" در رمان "اولیس" تا حدودی تحت تاثیر او شکل یافته است.

 

 

 

 

 

 

تئاتر "وُلتا" در خیابان "مِری"