پاهایش ناگهان در ضرباهنگی غرور آمیز روی شیارهای ماسه ای در امتداد تخته سنگهای سفید دیوار جنوبی به قدم رو در آمد. { یک دیوار دریایی که از ساحل جنوبی رودخانه لیفی به درون خلیج دوبلین امتداد می یابد. استیون در ساحل سندی مونت در امتداد دیوار جنوبی رودخانه لیفی در مسیر غرب به شرق پیش می رود تا جایی که رودخانه به دریا می ریزد و دیوار تمام می شود. در نیمه مسیر این دیوار هتلی قدیمی قرار داشته به نام "پیجِن هاوس" که بعدها ابتدا به سربازخانه و سپس به نیروگاه برق تبدیل می شود. دیوار های رودخانه لیفی در چندین داستان جویس از جمله "یک برخورد" و "شب زنده داری فینیگان" حضور دارند. در انتهای دیوار جنوبی جایی که رودخانه لیفی به دریا میریزد یک فانوس دریایی به نام "پولبِگ" قرار دارد و به کل این منطقه هم پولبگ گفته می شود. استیون سپس فکر می کند که به اندازه کافی به سمت دریا و به سمت شرق پیش رفته و در نهایت در امتداد رد پاهایش دوباره برمیگردد. } با غرور به آنها نگاه کرد، جمجمه های سنگی ماموتها، چیده شده بر هم. نور طلایی بر پهنه دریا، بر ماسه ها و بر سنگها. خورشید اونجاست، درختای لاغر و باریک، خونه های لیمویی.

پاریسِ سرد و مرطوب و هرزه به زحمت از خواب بیدار میشه. آفتاب کم جونش توی اون خیابونای لیمویی اش. خمیرِ چرب و نرم مغز کلوچه، اِفسنطینِ سبزِ قورباغه ای با اون عطرِ اولِ صبحش که با هوا عشقبازی می کنه. {farl در ایرلند و اسکاتلند به کلوچه یا کیک های کوچکی گفته میشود که با چای میخورند و یا نان چهار تکه ایرلندی که مغزی خمیری دارد. در مورد افسنطین یا گولهَنگ که گیاهی دارویی است که برای دفع کرم روده و به دلیل خواص روانگردان در انواع نوشیدنی های الکلی با نام "فرشته سبز" استفاده می شود، در میان دانشجویان و جوانان و هنرمندان در پاریس طرفدار داشته است. به احتمال زیاد جویس هم مشتری آن بوده است. عده ای حتی معتقدند که جویس "شب زنده داری فینیگان" را تحت تاثیر روانگردان "اَبسنت" نوشته است. همینگوی و فاکنر از نویسندگان معروف ابسنت نوش بوده اند.} بِلومو {Belluomo به ایتالیایی به معنی "بچه خوش تیپ" یا اصطلاحی عوامانه برای کسی که شوخی های زننده میکند.} از تخت خوابِ زنِ دوست پسرِ زنِ خودش بلند میشه. زن خونه دارِ سحر خیزِ لَچَک به سر بلند شده یه نعلبکی اسید استیک تو دستاشه. {اسید استیک از درمانها و یا پیشگیری عفونت های باکتریایی واژن پس از مقاربت است. همچنین با اسیدی کردن محیط مهبل از برخی عفونتهای قارچی ممکن است جلوگیری کند.}

توی "رودو"،{نام یک شیرینی فروشی به آدرس شماره نه بلوار سن میشل در پاریس.} ایوُون و مادلِن {نام خاص دو زن فاحشه یا کنایه کلی به زنان پاریسی} خوشگلی های ریخته شده شون  رو تجدید می کنن، با دندونای طلاشون شوُسُونهای کِرِمدار گاز می زنن و دهنشون از شیره "فِلان برِتوُن" زرد شده. {شاید هیچ زبانی به اندازه فرانسه اصطلاحات تخصصی برای شیرینی نداشته باشد. شوسون نوعی شیرینی یا کلوچه پفدار فرانسوی است که قبل از پختن با شکلات یا انواع کِرِم ها پر می شود. فلان برتون نوعی کاستارد یا فرنی است که پوسته تُردِ بیرونی آن را می پوشاند و اسلایسهای مثلثی از آن می بُرند.} صورت مردهای پاریسی رد می شن. ارضا کننده های حسابی ارضا شده شون. دخترکُش های مو فرفری.

چُرتهای قبل از ظهر.{ خواب قیلوله : در کتاب اودیسه هومر دختر پروتئوس به منلائوس میگوید که هرروز وقتی آفتاب به وسط آسمان میرسد پروتئوس به ساحل می آید تا در میان خوک های دریایی در غارهای ساحل دریا استراحت کند. همین طور که به نیمروز نزدیک می شویم، استیون یاد زمانی می افتد که در رستورانی ارزان قیمت در پاریس روبروی پدرِ پاتریس، کِوین ایگان نشسته است. ایگان "فرشته سبز می نوشد. کوین برای استیون یک فنجان قهوه سفارش می دهد. کوین به گارسون می گوید که استیون ایرلندی است اما پیشخدمت اشتباها تصور می کند که می خواهند پنیر هلندی سفرش دهند. سپس کوین دوباره به گارسون توضیح می دهد که آنها ایرلندی هستند. پس از کمی گفتگو درباره مسائل ایرلند ایگان به توصیفی فرانسوی از ملکه ویکتوریای انگلستان اشاره می کند که او را عفریتی پیر با دندانهای زرد معرفی می کند.} کِوین ایگان با انگشتای آغشته به جوهرِ چاپخونه از باروت سیگارت می پیچه و "فرشته سبزش" رو مزه مزه می کنه، همونطور که پاتریس "سفیدش" رو. { سیگارت هایی که کوین ایگان از تنباکو می پیچد استیون را به یاد فتیله بمب هایی می اندازد که با آن  دیوار زندان را برای نجات ایگان منفجر کرده بودند. در داستان کوین ایگان در واقع بدل جوزف کِیسی از دار و دسته فِنیان ها (مبارزان مسلح ایرلند) است. او در پاریس حروف چین روزنامه ی نیویورک هرالد شده بود.}  {همانطور که گفته شد "فرشته سبز " اصطلاحی است عوامانه که برای نوشیدنی الکی افسنطین به کار میرود و از مشروب های معمولی خیلی قوی تر است و حاوی الکل چوب است و باعث زوال سیستم عصبی میشود. این نوشیدنی از سال 1915 در فرانسه ممنوع شد. سفید : پاتریس بر خلاف پدرش شیر مینوشد.}