فیاکِر و اِسکُتوس تو بهشت روی چاپاله تاشو هاشون نشسته ان که از لیوانهای گشادِ آبجو خوری سرریز کرده و اون قاه قاهِ خنده ها و اَحسنت اَحسنت گفتن ها به لاتین.  { : creepie stool  چهار پایه تاشو :کوتاه و چوبی است و قطعات آن از هم جدا می شود. می توان از آن به عنوان میز درس و بحث در مکتبخانه هم استفاده کرد و پشت آن نشست. در قرن نوزدهم در کلیساها استفاده بیشتری داشت.از همان نوعی که در اتاق توبه در شهر کرک در اسکاتلند استفاده می شود. اما جویس به جای آن creepy stool  را بکار می برد که به معنای سه پایه یا عسلی چندش آور است. از طرفی creepy  شبیه کلمه crap  هم هست که به معنی "گُه" و مدفوع و دری وری و چرند و پرند است. و خود stool  هم علاوه بر سه پایه و عسلی و چهار پایه به معنی مدفوع است. بنابراین کشیشانی که بر creepy stool خود نشسته اند که از جامهای جادارشانpintpot  سرریز کرده، این معنای موازی را دارد که بر سر فضولات خود نشسته اند یا دری وری می بافند یا مشغول افاضات چرند هستند. ترکیب مشابه در فارسی که مقصود جویس را تداعی کند می تواند اینطور باشد : چاپاله تاشو به جای چهارپایه تاشو...یادآورِ تپاله...}

{ Euge! Euge!   به زبان لاتین : احسنت! احسنت!در متون کتاب مقدس این عبارت چندین بار با کنایه توسط مسخره کنندگان استفاده شده است که عتاب و عذاب خداوند را در پی داشته است.}

توی نیوهِیوِن{Newhaven} چمدونتو روی اِسکله ی لیز و لجن گرفته می کشیدی و انگلیسی رو شکسته بسته حرف می زدی : مُزد حمّال، سه پِنِس.{ افکار استیون که می خواسته روزی معجزه کند از عرش با آن فریادهای تعریف و تمجید قدیسین خود نما به فرش نزول می کند. زمانی که جویس با تلگراف پدر از وخامت حال مادرش خبردار شد با فلاکت پول بازگشت به ایرلند را جور کرد و در راه در بندر نیوهیون در انگلستان آنچنان بی پول بود که وقتی باربرها با مزد سه پنس دوره اش کرده بودند تا چمدانش را بیاورند، برای آنکه پول باربر ندهد وانمود می کرد انگلیسی بلد نیست! نیوهیون : بندر و کانالی است در ساحل جنوبی انگلستان که پایانه خط آهن به آن میرسد و کشتی های باری بین این بندر و بندر دیپ در فرانسه رفت و آمد میکنند. }  

Comment? { به فرانسه : چی؟ } چه چکمه های اَعیونی هم آوُردی، LeTutu، {استیون اقلام داخل چمدانش را بر می شمرد: دامن کوتاه رقص باله، همچنین نام یک هفته نامه پاریسی است.}  پنج شماره پاره پوره از Pantalon Blanc et Culotte Rouge { به زبان فرانسه: شلوار سفید و تنبان یا شلوارک قرمز. همانطور که تورنتون اشاره کرده است این عبارت شکل تغییر یافته ایست از مجله پاریسی با نام "زندگی شلوار قرمزها" La Vie en culottte Rouge که افسران جزء در قشون فرانسه بودند و این مجله فکاهی و نیمه اروتیک به ماجراها و  عیاشی های آنان می پرداخت.}، یک تلگراف فرانسوی آبی رنگ، کنجکاو شدی:

  • مادر در احتضار بیا پدر.

عمه ام معتقده تو باعث مرگ مادرت شدی. واسه همین اجازه نمیده.

                   پس حالا به سلامتی عمۀ مولیگان

                   تا بگم برات ازدلیل و علت آن

                   از نجابت و نزاکت  این عمّه هه   

                   در امورات خونوادۀ هَنیگان .

{ کنایه و اشاره ایست به شعری عامیانه از آهنگ ساز ایرلندی پرسی فرنچ با نام عمّه ی ماتیو هانیگان. بخش اول این شعر چنین است : مات هانیگان، یه عمه داشت/ با یه عمو، شکلِ همون/که این سرود، ستایشِ عمّه هه بود/ اونروزی که، میومدن، سراغ اون/تا ببَرن، با خودشون / عمه ی مات، نشونه رفت، همّشونو / با هفت تیرش، از پله ها، انداخت پایین، کُلّشونو/ (سرود دسته جمعی : به سلامتی، عمّه مات) آخه واسه چی؟ چونکه واسه، هر آدمی، غذا می ریخت، با آبجو /عمه مات میخونه /دیگه چِته؟ آهای یارو/ سوپ میخوری، با آبجو/ چه مرگته؟ بذار برو.}