بازگشت به داستان اولیس!

از دوستان ضمن عذرخواهی بخاطر وقفه طولانی تقاضا می شود یکی دو بخش پیش را جهت یادآوری مطالعه کنند.

 

استیون همچنان در ساحل قدم می زند و ما شاهد رودخانه سیال ذهن او هستیم.

 

دیشب بعد از این که بیدارم کرد همون رویا بود یا نه؟ {استیون از یادآوری پلنگ سیاه دوباره بیاد وقایع شب قبل در برج مارتلو و تیراندازی باک مولیگان و هِینز می افتد.}

درِ سرسرا بگشایید. خیابان های روسپیان. بیاد بیار. هارون الرشید. تقریبا دارم بهش می رسم. {هارون الرشید: 763 تا 809 میلادی. خلیفه ی بغداد، شاهی روشنفکر و جبّار که سلطنتی پیروزمندانه و امپراطوری ثروتمند میراثش بود.عاشق تجمل و خوشگذرانی و حامی دانش و هنر بود. معروف است که در لباس مبدل در شهر می گشت تا از دغدغه های مردمش با خبر بماند. بسیاری از داستانهای هزار و یکشب در خلافت او اتفاق می افتد.

استیون در شب قبل از 16 ژوئن خوابی دیده است. مثل خواب بلوم در آن شب که در فصول بعد به آن می رسیم، این خواب هم رنگی از رازوری خاورمیانه ای دارد و گویا تغییر یا کشفی را پیش گویی می کند. استیون در طول روز چند بار یاد این خواب می افتد و توان پیش گویانه آن را در می یابد. از این رو می گوید "تقریبا دارم بهش میرسم."} مردی که راهنمایی ام کرد، حرف زد. نترسیده بودم. خربزه ای که دستش بود رو گرفت جلوی صورتم. لبخند زد: بوی خامه میوه ای. گفت: قانون است. داخل. بیا. فرش قرمز پهن شده. خواهی دید چه کسی. { مردی که راهنمایی ام کرد.. فرش قرمز پهن شده. خواهی دید چه کسی: استیون طی بیاد آوردن بخش هایی از آن رویا پردازی به یاد قانون یهودی می افتد که در سِفر تثنیه از آن یاد می شود : "که از نوبرانه و نخستین محصول هر چیزی از برای خدا قربانی کنند و به نزد کاهن بیاورند". بنی اسرائیل در طی سرگردانی در صحرا شکایت می کردند : "جان از ما بدر رفت". در تفسیر سفر اعداد گفته می شود که بنی اسراییل گوشت و خربزه هوس کرده بودند و از موسی می خواستند-دان گیفورد. و از غذاهای تکراری که خدای موسی می فرستاد خسته شده بودند.م}

کِشون کِشون می بَرن کیسه های روی دوش، قبطی های سرخ.  {استیون دوباره به آن زن و مرد در ساحل نگاه می کند وبه کولی ها تشبیه شان می کند. قبطیان سرخ-کولی ها : زمانی تصور می شد که کولی ها از ریشه مصری هستند. (واژه ی Gypsy) در ادامه استیون کولی ها را با سرودی قرن هفدهمی به یاد می آورد و مرتبط می کند.} پاهای کبودش بیرون از شلواری که بالا زده، به ماسه سرد و تر سیلی زد. یک شال گردن چرک مرده ی آجری دورِ گردنی با ریش نتراشیده خفت افتاده بود. زن با گامهای زنانه از پی می آمد : زنِ ولگرد. { استیون اینبار زن و مردی که در ساحل صدف جمع می کنند را بصورت یک کولی یا گدا و زن ولگردش تجسم می کند. این پاراگراف که با اشاره به قبطیان سرخ شروع می شود، زبانی ناآشنا و رکیک در خود دارد که مربوط می شود به شعری بنام " سرخوشی های یک گدا در ستایش زن ولگردش" که ریچارد هِد در کتابی با نام " آکادمی سرودخوانان" (چاپ لندن 1673). آورده است. در این کتاب ریچارد هد سعی کرده سرودها وگویش و الفاظ رکیک وعامیانه طبقه فرودست و دزدها و گدایان و کولی های قرن هفدهم انگلستان را ثبت و بازتولید کند.  به عنوان مثال در قرن هفدهم در زمان تصنیف های زیر زمینی و ممنوعه "fambles" به معنی بازوهای زن و "gan" به معنی دهان ولب " quarrons" به معنی بدن و "darkmans"به معنی شب بود. بند دوم در سطور بعدی کتاب اولیس امده است. بند اول این شعر چنین است:

آی دختره با اون چشای برّاق

 مث آتیش تو مهراب

هیچ خانومی پر و پاچه تو رو نداره

هیچ پسری با یکی مث تو نبوده..

زنی ولگرد  یا زن پرسه زن :  strolling woman : ریچار هد اینطور توصیفشان می کند: "وانمود می کنند بیوه هستند، از کشوری به کشوری سفر می کنند، برای چوبِ چلیک های شراب بند و یراق درست می کنند یا تسمه و از این دست. زنانی هستند سلیطه، سنگدل، تر و فرز، ریاکار، عوام فریب و اگر یکی از آن گداها همراهشان باشد بسیار خطرناک." } غنیمت هاش از دوشش آویزونه. یه لایه ماسه وا رفته و خرده صدف به پای برهنه اش چسبیده. موها مثل دو کَرتِ کاه دورِ صورتی مثل گندم زارِ دِرو شده. پشتِ سرِ آقاش، همدستش، دوتایی زدن به راهِ رُم ویل. {در اصطلاح طبقه فرودست  به لندن “Romewille” گفته می شد.   رُم به مفهوم درجه ی یک است و ناب و خوب و درست.}وقتی شب، عیب و ایراد های تنِ زن رو بپوشونه، توی یه کوچه ی طاقدار که سگ ها کثیفش کردند، {مردها/مشتری ها رو} دعوت می کنه زیر شال قهوه ای اش. {این کوچه های تنگ طاقدار سایه خیز-  شبیه اش در شهرهای کویری ایران هم دیده می شود. م- در دوبلین عصر شاه جرج زیاد بوده است. تصویر این کوچه ها در ارتباط با تن فروشی و بوی ادرار در فصول بعدی تکرار می شود. جان هانت} جاکشِ زنه داره با دو تا دوبلینِ سلطنتی توی اُلوگلین بِلَک پیتس معامله می کنه. {دوتا دوبلین سلطنتی: دو سرباز از تفنگچی های سلطنتی دوبلین. اُلوگلین بِلَک پیتس: گویا یک دکان مشروب فروشی بدون جواز یا می خانه یا چیزی شبیه این مورد نظر است که در خیابانی به نام بِلَک پیتس واقع بوده که در جنوب مرکز دوبلین واقع است (در محله ی رو به ویرانی لیبِرتیز)} ماچش کن، سفت بکُنش، اوف عجیب تیکّه ترو تمیزی! سفیدی های عفریته زیرِ لباس ژنده ی متعفّنش.اون شب کوچه فامبالی : بوی پوستِ دباّغی. { احتمالا استیون بیاد ولگردی ها و ماجراجویی های خودش می افتد. کوچه فامبالی: آن هم در محله ی لیبرتیز در جنوبِ مرکز دوبلین واقع شده است. کِلی، دان و شرکا گروهی از دبّاغان و تاجران پشم به آدرس پلاک 26 و 27 در نیوروساوث درست سر نبش کوچه ی فامبالی بودند-گیفورد. و هر اتفاقی آن شب برای استیون افتاده در خاطره او با بوی گند پوست دباغی شده و پشم گره خورده است.م}

بازوهات بلوری، لبات قرمز،

تنت خوردنی،

یه راه با من بخواب پس،

شبونه چِفت بشیم و بماچیم.

{بند دوم از شعر "سرخوشی های یک گدا در ستایش زن ولگردش" که ذکر آن رفت.}

آکویناسِ شکم گنده به اینا می گفت تفریحات حزن انگیز، frate porcospino.

{تفریحی حزن انگیز: بر اساس عقاید توماس آکویناس راهب دومینیکن که سعی داشت ایمان مسیحی و عقل ارسطویی را با هم آشتی دهد، منظور از تفریحات حزن انگیز گناه خیال بافی  درباره ی امور قبیحه است(رجوع شود به مدخل الاهیات). شکم گنده از این رو که سَنت توماس بر اساس روایات قرون وُسطی چنان شکم گنده بود که لازم بود میز را به قالب شکمش بِبُرند تا بتواند پشت آن بنشیند. Frate porcospino  : به ایتالیایی به معنی راهب خاردار یا برادر جوجه تیغی:منظور توماس آکویناس است که در بحث و جدل بسیار تند وتیز وشکست ناپذیر بود.} آدم پیش از هبوط تلمبه می زد ولی حال نمی کرد. {بر اساس سنت مسیحی پیش از هبوط آدم و حوا مقاربت جنسی هیچ لذتی نداشت- دان گیفورد. ترجمه تحت اللفظی تر این جمله شاید این باشد : آدم هبوط ناکرده سواری می کرد ولی شیار نمی زد. یعنی خیش و گاو آهن را در زمین می دواند ولی شیار نمی زد. در اسلام هم زن به زمین کشاورزی مرد تشبیه شده است: "نِسائکم حَرثٌ لکم" از طرفی riding  در انگلیسی علاوه بر سواری کردن بمعنای سکس و عمل جنسی بکار می رود. م}