بیشتر ماندن،

آیا چگونه بود؟

من، کوچه، او،

یک طره عطر گرم،

از آن گشاده مو،

اخم و آتش و هوس،

بی ترس آبرو...

جنگ دستها،

هرزگی شانه ها،

مکیدنی و التماس سینه ها،

دریدنی و اهتزاز ساقها،

رحمتی و بارشی و رامشی،

آیا چگونه بود؟

سوال بی جواب میشوم...

در کوچه ها و مویها،

با چشمها و اخمها،

در دستها و شانه ها و سینه ها و ساقها،

من مکنده ای، درنده ای بی حساب میشوم.

سوال بی جواب میشوم.

بن بست از دو سو،

تاریک و سایه خیز،

بی ماه و ماهتاب،

نمناک و بی عبور،

هر لحظه در کمین،

 

انتظار میشوم،

تکرار میشوم...